درخواست طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی
- تیم محتوای مهد عدالت
- انتشار:
- زمان مطالعه: 7 دقیقه

درخواست طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال حساسترین موضوعات مطرح شده در دادگاههای خانواده ایران است که ریشه در نیازهای اساسی بیولوژیک و عاطفی زوجین دارد. بر اساس موازین شرعی و مواد قانونی قانون مدنی، یکی از اهداف اصلی نکاح، برقراری علقه زوجیت و تامین نیازهای جنسی طرفین در چارچوب شرع و قانون است که از آن تحت عنوان تمکین خاص یاد میشود. زمانی که یکی از زوجین، به ویژه زوج (مرد)، بدون عذر موجه قانونی یا به دلیل اختلالات جسمی و روانی از انجام این تکلیف سر باز میزند، بنیان خانواده دچار تزلزل شده و راه برای طرح دعاوی حقوقی از جمله طلاق به استناد عسر و حرج باز میگردد. در این نوشتار تخصصی، ابعاد مختلف این موضوع را از منظر حقوقی بررسی خواهیم کرد تا متقاضیان با آگاهی کامل از قوانین جاری، نسبت به احقاق حقوق خود اقدام نمایند.
عدم برقراری رابطه جنسی میتواند ناشی از عوامل متعددی نظیر ناتوانی جنسی، بیماریهای روانی، سردمزاجی تعمدی یا حتی اعتیاد باشد که هر یک بار حقوقی خاص خود را دارد. از منظر حقوقی، حق برقراری رابطه زناشویی برای زوجه (زن) به قدری اهمیت دارد که استمرار محرومیت از آن میتواند منجر به بروز فشارهای روحی و جسمی طاقتفرسا گردد. در چنین شرایطی، قانونگذار این اجازه را به زن داده است که با اثبات این وضعیت در دادگاه، از دادگاه تقاضای اجبار زوج به طلاق یا صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج را بنماید. برای دستیابی به بهترین نتیجه در این پروندهها، مشورت با متخصصین در گروه وکلای مهد عدالت میتواند مسیر دشوار اثبات ادله در دادگاه را هموار ساخته و از تضییع حقوق موکل جلوگیری نماید.
طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی در قانون ایران
طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی در نظام حقوقی ایران به طور مستقیم در زمره موارد عسر و حرج موضوع ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی قرار میگیرد. این ماده مقرر میدارد در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی میتواند به حاکم شرع مراجعه کرده و تقاضای طلاق کند. عسر و حرج به معنای به وجود آمدن وضعیتی است که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد. از آنجایی که رابطه جنسی سالم و متعارف یکی از ارکان اصلی ثبات زندگی زناشویی است، فقدان آن برای مدت طولانی از مصادیق بارز مشقت غیرقابل تحمل محسوب میشود. قضات دادگاه خانواده با بررسی مدت زمان عدم رابطه و علت آن، در صورتی که احراز کنند این وضعیت سلامت روحی یا عفت زوجه را به خطر انداخته است، حکم به طلاق صادر خواهند کرد.

تحلیل فقهی و حقوقی این مسئله نشان میدهد که زوج مکلف است حداقل هر چهار ماه یک بار با همسر خود رابطه جنسی برقرار کند که به آن حق مضاجعت یا حق قسم گفته میشود؛ اما در دنیای امروز و با توجه به تحولات اجتماعی، دادگاهها صرفاً به این بازه زمانی اکتفا نکرده و استانداردهای عاطفی و بیولوژیک متعارف را ملاک قرار میدهند. اگر مردی به صورت تعمدی و با قصد اضرار به زوجه، از برقراری رابطه امتناع ورزد، این رفتار نوعی سوءرفتار تلقی شده و زوجه میتواند علاوه بر دادخواست طلاق، در صورت لزوم مراحل طلاق از طرف زن را از طریق مراجع قانونی پیگیری نماید تا با سرعت بیشتری به حق قانونی خود دست یابد. در این مسیر، تفاوتهای ظریفی میان ترک انفاق جنسی و ناتوانی غیرارادی وجود دارد که بر روند دادرسی تاثیرگذار خواهد بود.
حکم مردی که با زنش همبستر نمیشود
حکم مردی که با زنش همبستر نمیشود در حقوق اسلام و ایران با واژه تعلل در ایفای وظایف زوجیت پیوند خورده است. از منظر شرعی، مرد موظف است به نیازهای جنسی همسر خود پاسخ دهد و امتناع بیدلیل او میتواند گناه تلقی شده و در دنیای حقوقی نیز ضمانت اجراهای مدنی در پی داشته باشد. اگر این امتناع ناشی از بیماریهای جسمی مانند عنن (ناتوانی جنسی)، خصاء یا مقطوع بودن آلت تناسلی باشد، تحت شرایطی میتواند منجر به حق فسخ نکاح برای زن شود که با طلاق متفاوت است. اما اگر مرد سالم باشد و صرفاً از روی لجاجت یا سردمزاجی روانی از همبستری خودداری کند، زن میتواند با اثبات این موضوع، زوج را ملزم به ایفای وظایف زناشویی نماید و در صورت عدم تمکین مرد، راه برای طلاق هموار میگردد.
دادگاهها در مواجهه با چنین پروندههایی معمولاً زوج را به پزشکی قانونی ارجاع میدهند تا وضعیت سلامت جسمی و توانایی جنسی وی بررسی شود. اگر مشخص شود که مرد توانایی دارد اما ارادهای برای انجام رابطه ندارد، دادگاه این موضوع را از مصادیق تخلف از وظایف قانونی زوجیت میداند. در مواردی که مرد به دلیل کار در شهرهای دور یا حبس طولانی مدت قادر به همبستری نیست، باز هم حق زوجه برای درخواست طلاق محفوظ است؛ چرا که قانونگذار هدف از ازدواج را آرامش زوجین میداند و سلب این آرامش به هر دلیلی، عسر و حرج را محقق میسازد. برای بررسی جزئیات بیشتر و تحلیل کیسهای مشابه، استفاده از مشاوره حقوقی طلاق تلفنی میتواند راهکاری سریع برای آگاهی از حقوق قانونی در این زمینه باشد.
حکم نداشتن رابطه زناشویی از طرف زن
حکم نداشتن رابطه زناشویی از طرف زن که در اصطلاح حقوقی به آن عدم تمکین خاص گفته میشود، پیامدهای متفاوتی نسبت به مورد مشابه در مردان دارد. در حقوق ایران، تمکین یکی از وظایف اصلی زن در مقابل شوهر است و در صورتی که زنی بدون عذر شرعی یا قانونی (نظیر بیماری، دوران قاعدگی یا خطرات جسمی) از برقراری رابطه جنسی با همسر خود امتناع ورزد، «ناشزه» محسوب میشود. ناشزه بودن زن پیامدهای حقوقی مهمی از جمله قطع شدن حق نفقه را به دنبال دارد. یعنی مرد میتواند با اثبات عدم تمکین زن در دادگاه، از پرداخت نفقه به وی خودداری کند و همچنین اجازه ازدواج مجدد را از دادگاه تحصیل نماید.

با این حال، باید توجه داشت که عدم تمکین زن هرچند حق شوهر برای طلاق دادن را تقویت میکند، اما به معنای از بین رفتن مهریه نیست. حتی اگر زنی سالها از رابطه جنسی خودداری کرده باشد، باز هم حق مطالبه مهریه را دارد و مرد موظف است در صورت طلاق یا درخواست زن، مهریه را پرداخت کند؛ مگر اینکه نزدیکی صورت نگرفته باشد که در آن صورت نیمی از مهریه تعلق میگیرد. برای مدیریت این پروندهها و جلوگیری از تضییع حقوق مالی، حضور یک وکیل مهریه با تجربه الزامی است تا بتواند میان دعاوی تمکین و حقوق مالی زوجه تعادل ایجاد نماید. در بسیاری از موارد، سردمزاجی زن میتواند ریشه در رفتارهای تند مرد یا عدم تامین نیازهای عاطفی داشته باشد که در دادگاه قابل استناد است.
آیا نداشتن رابطه زناشویی مصداق عسر و حرج است؟
پاسخ به این سوال که آیا نداشتن رابطه زناشویی مصداق عسر و حرج است، قطعاً مثبت است؛ اما اثبات آن در نظام قضایی ایران نیازمند دقت و ارائه ادله مستحکم میباشد. دیوان عالی کشور در آرای متعددی تاکید کرده است که نیاز جنسی جزء لاینفک زندگی مشترک است و محرومیت طولانی مدت زوجه از این حق، وی را در وضعیت تنگنا و سختی قرار میدهد که خروج از آن تنها با انحلال نکاح میسر است. عسر و حرج در اینجا به معنای فروپاشی روانی و به خطر افتادن سلامت جسمی زن است. زمانی که زوجه ادعا میکند زوج با وی رابطه ندارد، بار اثبات این ادعا بر دوش اوست که میتواند از طریق اقرار زوج، ارجاع به پزشکی قانونی یا شهادت شهود (در موارد خاص) انجام شود.
در مواردی که زوج دچار اعتیاد شدید است یا به بیماریهای مقاربتی واگیردار مبتلا شده، زوجه میتواند به استناد خطر جانی و سلامتی، از تمکین خودداری کرده و همزمان درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج را مطرح نماید. همچنین درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج ناشی از تنفر گاهی با موضوع عدم رابطه همپوشانی پیدا میکند؛ به این معنا که عدم رابطه طولانی مدت منجر به تنفر شدید شده و این تنفر خود عاملی برای تشدید عسر و حرج میگردد. در این پروندهها، قاضی معمولاً با ارجاع زوجین به مراکز مشاوره و روانشناسی سعی در ریشهیابی مشکل دارد و اگر محرز شود که امکان بازگشت به زندگی عادی وجود ندارد، حکم طلاق را صادر خواهد کرد.
تفاوت طلاق به دلیل عدم رابطه با فسخ نکاح
بسیاری از افراد طلاق بخاطر نداشتن رابطه را با فسخ نکاح اشتباه میگیرند، در حالی که این دو نهاد حقوقی از نظر ماهیت، تشریفات و آثار تفاوتهای بنیادینی دارند. فسخ نکاح زمانی مطرح میشود که یکی از زوجین دارای عیوبی باشد که در زمان عقد مخفی مانده است. به عنوان مثال، اگر مرد در زمان عقد دچار بیماری عنن (ناتوانی جنسی) باشد و این موضوع را پنهان کرده باشد، زن حق فسخ نکاح را دارد. فسخ نکاح نیازی به طی کردن مراحل طولانی طلاق و داوری ندارد و به محض اعلام اراده صاحب حق و تایید دادگاه انجام میشود. همچنین در فسخ نکاح، اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد، به زن مهریهای تعلق نمیگیرد (به جز در مورد عنن که نیمی از مهر پرداخت میشود).
در مقابل، طلاق به دلیل عدم رابطه زناشویی زمانی مطرح میشود که یا عیب مذکور بعد از عقد ایجاد شده باشد و یا موضوع صرفاً سردمزاجی و امتناع ارادی زوج باشد. در طلاق، تمامی تشریفات قانونی شامل ثبت دادخواست، ارجاع به داوری و تلاش برای صلح و سازش باید طی شود. همچنین در طلاق به دلیل عسر و حرج، حق مهریه زوجه به طور کامل محفوظ باقی میماند، حتی اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد (مشروط بر اینکه طلاق از نوع خلع نباشد که زن بخشی از مال خود را ببخشد). درک این تفاوت برای انتخاب مسیر درست حقوقی حیاتی است؛ چرا که فسخ نکاح به دلیل عدم رابطه زناشویی تنها در موارد محدود و مصرح قانونی امکانپذیر است و در سایر موارد باید از کانال طلاق اقدام نمود.
شرایط اثبات عدم رابطه زناشویی در دادگاه
اثبات عدم رابطه زناشویی در دادگاه یکی از دشوارترین مراحل در پروندههای خانواده است؛ زیرا رابطه جنسی امری پنهانی و در حریم خصوصی زوجین است. با این حال، رویه قضایی راههایی را برای احراز این موضوع پیشبینی کرده است. نخستین راه، اقرار صریح یا ضمنی زوج است. در بسیاری از جلسات دادگاه، زوج ممکن است به دلیل صداقت یا به قصد تحت فشار گذاشتن زوجه، به عدم برقراری رابطه اعتراف کند. دومین راه، ارجاع به پزشکی قانونی است. اگر زوجه مدعی باشد که همچنان باکره است (رابطه از دبر یا سایر روشها مطرح نباشد)، معاینه پزشکی قانونی میتواند سندی قاطع بر عدم وقوع نزدیکی در طول دوران زوجیت باشد.

در صورتی که زوجه باکره نباشد، اثبات عدم رابطه دشوارتر میشود. در این شرایط، دادگاه به قرائن و امارات توجه میکند؛ مثلاً ترک منزل توسط زوج برای مدت طولانی، گواهی روانپزشک مبنی بر وجود اختلالات جنسی در زوج، یا حتی نتایج آزمایشهای هورمونی که نشاندهنده ناتوانی جنسی مرد باشد. همچنین، اگر زوج در مقابل ادعای زوجه سکوت کند یا از رفتن به پزشکی قانونی امتناع ورزد، دادگاه میتواند این رفتار را به عنوان قرینهای بر صحت ادعای زوجه تلقی کند. وکلای متخصص با بهرهگیری از روانشناسی قضایی و تحلیل رفتارهای زوج در جلسات رسیدگی، نقش مهمی در متقاعد کردن قاضی ایفا میکنند.
مدارک لازم برای درخواست طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی
برای شروع فرآیند قانونی، متقاضی باید مدارک مستدلی را ضمیمه دادخواست خود نماید. این مدارک شامل موارد عمومی و اختصاصی است. مدارک عمومی عبارتند از سند ازدواج (رونوشت آن)، شناسنامه و کارت ملی متقاضی. اما مدارک اختصاصی که سرنوشت پرونده را رقم میزنند، شامل گواهیهای پزشکی صادر شده از مراکز معتبر، پروندههای بستری احتمالی زوج در مراکز درمانی به دلیل مشکلات جنسی یا اعصاب و روان، و هرگونه پیامک، دستنوشته یا صدای ضبط شده (به عنوان اماره) است که نشاندهنده امتناع زوج از رابطه باشد.
علاوه بر این، اگر قبلاً در این رابطه شکایتی در شورای حل اختلاف مطرح شده یا گزارشی توسط مددکاران اجتماعی تهیه شده است، ارائه آنها بسیار مفید خواهد بود. در مواردی که زوجه مدعی باکره بودن است، نامه ارجاع به پزشکی قانونی که توسط دادگاه صادر میشود، اصلیترین مدرک خواهد بود. همچنین اگر شهودی وجود دارند که از اختلافات شدید زوجین به دلیل این مسئله اطلاع دارند، استشهادیه محلی یا معرفی شهود به دادگاه میتواند به عنوان ابزار کمکی مورد استفاده قرار گیرد. جمعآوری دقیق این مدارک قبل از ثبت دادخواست، مانع از اطاله دادرسی و رد دعوا به دلیل نقص ادله میشود.
مراحل طرح دعوای طلاق به علت نداشتن رابطه
اولین قدم برای طرح دعوا، مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و ثبت دادخواست «صدور گواهی عدم امکان سازش» یا «طلاق به استناد عسر و حرج» است. پس از ثبت، پرونده به یکی از شعب دادگاه خانواده ارجاع میشود. در جلسه اول رسیدگی، قاضی اظهارات طرفین را استماع کرده و معمولاً پرونده را برای ایجاد صلح به واحد مشاوره یا داوری ارجاع میدهد. اگر در این مرحله توافقی حاصل نشود، مرحله اثبات ادله آغاز میگردد. قاضی قرار ارجاع امر به کارشناس (پزشکی قانونی) را صادر میکند تا وضعیت جسمی زوج یا باکره بودن زوجه بررسی شود.
پس از وصول نظریه پزشکی قانونی، طرفین فرصت دارند به آن اعتراض کنند. در صورتی که نظریه مثبت باشد و عسر و حرج زوجه احراز شود، دادگاه اقدام به صدور رای مینماید. این رای قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان و سپس قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است. پس از قطعی شدن حکم، زوجه با در دست داشتن گواهی قطعیت به دفترخانه رسمی طلاق مراجعه کرده و صیغه طلاق جاری میشود. با توجه به پیچیدگیهای اثباتی، همراهی یک وکیل متخصص از ابتدا تا انتهای این مراحل برای جلوگیری از اشتباهات تکنیکی که منجر به رد دعوا میشود، بسیار توصیه میگردد.
مدت زمان طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی
مدت زمان رسیدگی به پرونده طلاق به دلیل عدم رابطه زناشویی به طور دقیق قابل پیشبینی نیست، اما به طور معمول بین ۶ ماه تا یک سال و نیم به طول میانجامد. عوامل متعددی بر این زمانبندی تاثیرگذار هستند. یکی از مهمترین آنها، اعتراض زوج به نظریات پزشکی قانونی یا آراء صادره است. هر مرحله از تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی میتواند چندین ماه به پروسه اضافه کند. همچنین، حجم پروندههای شعبه رسیدگیکننده و سرعت پاسخگویی پزشکی قانونی نیز در این میان نقش کلیدی دارند.

اگر زوج در جلسات دادگاه حاضر نشود و طلاق به صورت غیابی پیش برود، ممکن است به دلیل نیاز به انتشار آگهی، زمان بیشتری صرف شود. اما در مقابل، اگر ادله زوجه بسیار قوی باشد (مانند باکره ماندن بعد از چند سال زندگی مشترک)، قاضی با سرعت بیشتری میتواند به اقناع وجدانی برسد. برای تسریع در روند پرونده، تنظیم صحیح دادخواست و پیگیری مستمر توسط وکیل میتواند از توقفهای بیمورد در شعب جلوگیری نماید. صبر و سعه صدر در این پروندهها ضروری است، زیرا دادگاه خانواده بنا بر سیاست حفظ بنیان کانون خانواده، در صدور حکم طلاق سختگیریهای قانونی خاصی را اعمال میکند.
تکلیف مهریه در طلاق به دلیل عدم رابطه
یکی از سوالات پرتکرار این است که در صورت درخواست طلاق بخاطر نداشتن رابطه، تکلیف مهریه چه میشود؟ طبق قوانین ایران، مهریه به محض عقد به مالکیت زن در میآید. اگر طلاق به دلیل عسر و حرج زوجه (ناشی از عدم رابطه) صادر شود، زوجه مستحق دریافت تمام مهر خود است، مگر اینکه به دلیل کراهت شدید از زوج و برای ترغیب او به طلاق، بخشی از مهریه خود را بذل نماید (طلاق خلع). حتی اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد و طلاق از نوع عسر و حرج باشد، رویه قضایی غالب بر پرداخت تمام مهریه است، هرچند برخی قضات با استناد به ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی در مورد طلاق قبل از نزدیکی، حکم به نصف مهریه میدهند.
اما اگر پرونده تحت عنوان فسخ نکاح (به دلیل عیوبی مثل عنن) پیش برود، تکلیف متفاوت است؛ در فسخ نکاح به دلیل عنن، زوجه مستحق نصف مهریه است و در سایر موارد فسخ، اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد مهریهای تعلق نمیگیرد. بنابراین، زوجه باید با دقت انتخاب کند که از کدام مسیر حقوقی اقدام نماید. در صورتی که هدف، دریافت کامل حقوق مالی در کنار جدایی باشد، مسیر طلاق به استناد عسر و حرج مناسبتر به نظر میرسد. در این میان، نقش وکیل در مذاکرات و نحوه نگارش لوایح برای تثبیت حق مهریه بسیار پررنگ است.
نقش وکیل متخصص در پرونده های طلاق عسر و حرج
پروندههای طلاق به دلیل عدم رابطه زناشویی به شدت به «فن دفاع» و «نحوه ارائه ادله» وابسته هستند. یک وکیل متخصص نه تنها به قوانین، بلکه به روانشناسی قضایی و نحوه تعامل با قضات خانواده آگاهی دارد. وکیل میتواند با طرح سوالات هوشمندانه از زوج در جلسه دادگاه، او را به سمتی هدایت کند که به حقیقت امر اقرار نماید یا تناقضگوییهای او را برای قاضی آشکار سازد. همچنین وکیل در انتخاب بهترین مسیر (فسخ یا طلاق) بر اساس شرایط خاص موکل، مشاوره تخصصی ارائه میدهد.
بسیاری از زنان به دلیل شرم و حیا، نمیتوانند جزئیات مشکل خود را در دادگاه بیان کنند که این موضوع منجر به شکست پرونده میشود. وکیل به عنوان نماینده قانونی، این مسئولیت را بر عهده میگیرد و با بیانی حقوقی و محترمانه، عمق آسیبهای وارده به موکل را برای دادگاه تشریح میکند. گروه وکلای مهد عدالت با داشتن تیمی از وکلای باسابقه در حوزه خانواده، آماده ارائه خدمات از مشاوره اولیه تا اجرای صیغه طلاق است تا موکلین در آرامش کامل و با حفظ کرامت انسانی، این دوران سخت را پشت سر بگذارند.
جمع بندی حقوقی نهایی
درخواست طلاق به دلیل نداشتن رابطه زناشویی راهکاری قانونی برای خروج از بنبست زندگیهایی است که در آن یکی از اصلیترین ارکان زوجیت نادیده گرفته شده است. چه این مشکل از طرف مرد باشد و چه از طرف زن، قانون برای هر یک راهکارهای مشخصی از عسر و حرج تا ناشزه شدن پیشبینی کرده است. اثبات این موضوع هرچند دشوار است، اما با استفاده از گواهیهای پزشکی قانونی و قرائن موجود، غیرممکن نیست. نکته کلیدی در این پروندهها، حفظ آرامش و اقدام از طریق مسیرهای قانونی درست برای جلوگیری از طولانی شدن بیهوده دادرسی است.
در نهایت، زندگی مشترک باید بستری برای رشد و آرامش باشد و زمانی که این بستر به دلیل اختلالات جنسی یا امتناع تعمدی به محلی برای زجر روحی تبدیل میشود، انحلال نکاح یک ضرورت حقوقی و اجتماعی تلقی میگردد. توصیه میشود قبل از هرگونه اقدام، تمامی جوانب از جمله مهریه، حضانت فرزندان و نوع طلاق را با یک کارشناس حقوقی بررسی نمایید. عدالت در دادگاههای خانواده دستیافتنی است، مشروط بر اینکه با دانش کافی و ادله مستند در محضر قاضی حاضر شوید.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. اگر مردی به مدت ۶ ماه رابطه جنسی نداشته باشد، زن میتواند طلاق بگیرد؟
بله، هرچند در متون شرعی بر بازه ۴ ماهه تاکید شده، اما در قوانین فعلی، اگر زوجه ثابت کند که این عدم رابطه برای وی مشقتبار (عسر و حرج) شده است، میتواند درخواست طلاق دهد. مدت زمان ۶ ماه معمولاً از سوی قضات به عنوان بازهای که نشاندهنده غیرعادی بودن شرایط است، پذیرفته میشود.
۲. آیا برای اثبات عدم رابطه، حتماً باید به پزشکی قانونی رفت؟
پزشکی قانونی معتبرترین راه برای اثبات (به ویژه در مورد باکره بودن یا ناتوانی جنسی مرد) است. با این حال، اگر زوج در دادگاه اقرار کند، نیاز به معاینه پزشکی مرتفع میشود. همچنین گواهیهای روانپزشکی مبنی بر سردمزاجی یا تنفر جنسی نیز میتواند به عنوان مدرک کمکی استفاده شود.
۳. تکلیف مهریه در صورتی که زن به دلیل عدم رابطه درخواست طلاق دهد چیست؟
در طلاق به دلیل عسر و حرج، حق مهریه زن کاملاً محفوظ است. اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد، طبق یک نظر فقهی-حقوقی نیمی از مهریه و طبق نظر دیگر (که در عسر و حرج غالب است) تمام مهریه تعلق میگیرد. اما اگر طلاق توافقی باشد، میزان مهریه به توافق طرفین بستگی دارد.
۴. آیا سردمزاجی زن هم میتواند دلیلی برای طلاق از طرف مرد باشد؟
بله، اگر زن بدون دلیل موجه پزشکی از برقراری رابطه خودداری کند، ناشزه محسوب شده و مرد میتواند علاوه بر قطع نفقه، از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد یا با پرداخت حقوق مالی زن، او را طلاق دهد. سردمزاجی زن در اینجا مانع از دریافت مهریه او نمیشود اما در سایر حقوق او تاثیرگذار است.
۵. فرق عنن با سردمزاجی در دادگاه چیست؟
عنن یک بیماری جسمی (عدم توانایی نعوظ) است که اگر در زمان عقد بوده و زن نمیدانسته، حق فسخ نکاح ایجاد میکند. اما سردمزاجی یک مسئله روانی یا ارادی است که معمولاً حق فسخ ایجاد نمیکند و باید از طریق دادخواست طلاق به دلیل عسر و حرج پیگیری شود. اثبات عنن مستلزم تایید صریح پزشکی قانونی است.
اگر پس از مطالعه این مطلب احساس میکنید وضعیت شما با مثالهای مطرحشده کاملاً یکسان نیست، یا پروندهتان جزئیاتی دارد که میتواند مسیر رسیدگی را تغییر دهد، دریافت مشاوره حقوقی اختصاصی میتواند از بروز اشتباهات پرهزینه جلوگیری کند.
در بسیاری از پروندهها، تفاوت میان یک تصمیم درست و یک اقدام نادرست، تنها در چند نکته ظریف حقوقی نهفته است که بدون بررسی دقیق شرایط شخصی قابل تشخیص نیست.
در صورت تمایل، میتوانید برای رزرو مشاوره آنلاین یا تلفنی و ارسال خلاصه وضعیت پرونده، از طریق شماره ی 09122355099 با ما در ارتباط باشید.